ترجمه متن به فارسی :
امروزمی خواهم بهترین آرزوهای خود را به همۀ کسانی که نوروز را در سرتاسر جهان جشن می گیرند تقدیم کنم. این جشن، هم یک آیین باستانی و هم زمانی برای بازآفرینی است و امیدوارم که شما از این فرصت ویژۀ سال برای بودن در جمع دوستان و خانواده بهره گیرید.
من بویژه می خواهم به طور مستقیم با مردم و رهبران جمهوری اسلامی ایران صحبت کنم.
نوروز تنها بخشی از فرهنگ نام آور شماست. هنر، موسیقی، ادبیات و نوآوری شما جهان را به دنیایی زیباتر و بهتر تبدیل کرده است. اینجا، در ایالات متحده، جامعه خود ما هم در پرتو سهمی که آمریکاییان ایرانی تبار ادا کرده اند پربارتر شده است. ما از تمدن بزرگ شما آگاهیم. دستاوردهای شما احترام ایالات متحده و جهان را برانگیخته است.
برای مدتی نزدیک به سه دهه روابط میان دو کشور تیره و تار بوده است. ولی این جشن، یاد آوری برای نقاط مشترک بشریت است که همه ما را به هم پیوند می دهد.از بسیاری جهات شما نیزمانند ما سال نو خود را همانگونه برگزار می کنید که ما جشن می گیریم. با گردآمدن با دوستان و افراد خانواده، مبادلۀ هدایا و داستانها و نگاه به آینده، با احساس تازه ای از امیدواری.
در بطن این جشن ها، نویدی برای یک روز بهتر، امیدی برای فرزندان ما، امنیت برای خانواده های ما، پیشرفت برای جوامع ما و آشتی میان ملتها نهفته است. اینها امیدواریهای مشترکند. اینها رویاهای مشترکند.
پس این فصلی برای آغازینو است. من میل دارم به روشنی با رهبران ایران سخن بگویم.
ما اختلافاتی جدی داریم که با گذشت زمان بر آنها افزوده شده است. دولت من اکنون به دیپلماسی متعهد است که طیف کاملی از مسائلی را که پیش روی ماست مورد بررسی قرار می دهد و در صدد ایجاد یک پیوند سازنده میان ایالات متحده، ایران و جامعۀ جهانی است. این فرایند با تهدید به پیش نمی رود. به جای آن ما خواستار برقراری ارتباطی صادقانه و مبتنی بر احترام متقابل هستیم.
شما نیز در برابر خود انتخابی دارید. ایالات متحده مایل است که جمهوری اسلامی ایران بر جایگاه راستین خود در جامعۀ بین الملل قرار بگیرد. شما دارای چنین حقی هستید – اما این حق با مسئولیت هایواقعی همراه است و به این جایگاهنه از راه ترور یا به مدد جنگ افزار، بلکه از طریق اقدامات مسالمت آمیز که نشان دهندۀ بزرگی حقیقی ملت و تمدن ایران است می توان دست یافت. و معیار سنجش این بزرگی داشتن توانایی برای ویران کردن نیست، نشان دادن توانایی شما برای ساختن و آفریدن است.
بنا براین، به مناسبت فرارسیدن سال نو شما، مایلمشما، مردم و رهبران ایران بدانید که ما در جستجوی چگونه آینده ای هستیم. این آینده ای است همراه با مبادلات تجدید شده میان مردم ما، و فرصتهای بزرگتری برای مشارکت و بازرگانی. این آینده ای است که در آن اختلافات دیرین برطرف شده اند، آینده ای که در آن شما و همسایگانتان و جهان در بعد وسیع ترمی توانیم همهدر صلح و امنیت بهتری زندگی کنیم.
من می دانم که این منظور به آسانی تحقق پذیر نیست. کسانی هستند که اصرار دارند ما را بر اساس اختلافاتی که داریم معرفی کنند. اما شایسته است کلماتی را که سالیانی پیش به وسیلۀ سعدی نگاشته شده به خاطر آوریم:
بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند
فرارسیدن یک فصل نو، این انسانیت گرانبها را که همۀ ما در آن مشترکیم به ما یاد آوری می کند. یکبار دیگر به این روح متعالی توسل جسته و نوید آغازی دوباره را بجوییم.
سپاسگزارم. هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز باراک اوباما |
با تشکر از حسین
+ نوشته شده در شنبه یکم فروردین 1388ساعت 0:53  توسط اسماعیل صادقی
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 2:41  توسط اسماعیل صادقی
|
ریاست جمهوری اوباما
خب پس از سوگند خوردن باراک اوباما یا باراک حسین اوباما(دلم نیومد اینو نگم)تلویزیون ایران ادعای جالبی می کنه در حالی که اوباما دستور تعطیلی زندان گوانتانامو رو صادر کرده و پیام دوستی به همه ی مردم دنیا از جمله ایران داده و تلاش های صورت گرفته برای برقراری ارتباط دوباره بین ایران و آمریکا هیچ صحبتی به عمل نیاورده و از حمایت او از اسرائیل صحبت می کنند.
جنگ غزه و مردم فلسطین!
خب حالا که جنگ تموم شده ولی باید یه نکاتی رو ذکر کنم:
مردم غزه خونهایی رو که مردم ایران برای کمک به آن ها فرستاده بودن را پس زئند و گفتند ما خون شیعه نمی زنیم!
لازم به ذکر است مردم اسرائیل با شنیدن نام داریوش شاه بزرگ ایران بلند می شوند و می ایستند برای ادای احترام به خدماتی که مردم دنیا کرده است.
bimaze
+ نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 23:37  توسط اسماعیل صادقی
|
باراک اوباما، رئیس جمهوری ایالات متحده، روز پنجشنبه دستور بسته شدن تمامی مراکز بازداشت سازمان سیا را صادر کرد.
به گزارش منابع خبری ایالات متحده، این دستور اجرایی، سازمان سیا را ملزم میکند تا «با سرعت هر چه تمامتر هر گونه تأسیسات بازداشتی کنونی را ببندد و هیچ گونه تأسیسات مشابهی را در آینده بر پا نکند.»
یکی از مقامات ارشد دولت اوباما این خبر را روز پنجشنبه اعلام کرد. این دستور که در دومین روز ریاست جمهوری باراک اوباما صادر میشود بر سرنوشت ۲۴۵ زندانی بازداشتگاه گوانتانامو تأثیر خواهد داشت.
بر پایه این گزارش، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در پاسخی سریع اعلام کردهاست که از این دستور ریاست جمهوری اطاعت میکند و «بدون استثناء، پنهانکاری یا پیچیدهسازی، زندانهای مخفی را خواهد بست و روال بازجویی را دیگرگون خواهد کرد.»
مایکل هِیدن، مدیر سازمان سیا، گفت که آژانس او با مشاهده تغییر چشمانداز «جنگ علیه تروریسم» از پیش تغییراتی را آغاز کردهاست.
باراک اوباما روز پنجشنبه همچنین برپایی زندانهای سری در کشورهای دیگر توسط آمریکا برای بازجویی از متهمان به تروریسم را ممنوع کرد.
گسست با گذشته
این تصمیمات گسست روشنی را با سیاستهای جرج بوش، رئیس جمهوری پیشین آمریکا، نشان میدهد.
جورج بوش، پس از رویداد ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ دستور تأسیس بازداشتگاه گوآنتانامو و شبکهای از بازداشتگاههای سری را، برای حبس و بازجویی مظنونان به تروریسم علیه منافع آمریکا، صادر کرد.
دستور امضاءشده توسط اوباما، خواستار بسته شدن زندان گوانتانامو ظرف مدت یک سال شدهاست. باراک اوباما با این دستور به قولی که پیش از این در این رابطه دادهبود عمل کرد.
وی به هنگام امضاء این دستور گفت: «ایالات متحده مجبور نیست به انتخاب دروغین میان امنیت خود و آرمانهای خود ادامه بدهد.»
وی افزود: «صدور این دستور برای بازگشت به معیارهای روند قضایی و ارزشهای بنیادین قانون اساسی است. ارزشهایی که به این کشور، حتی در جریان جنگ و در مقابله با تروریسم، عظمت میبخشند.»
همچنین بر پایه یکی از دستورهای اوباما، قرار است در روز پنجشنبه نیروی ویژهای برای «بررسی منظم پرونده محبوسان، و رسیدگی به پروندهها به صورت فرد به فرد» تشکیل شود.
آینده زندانیان
در حال حاضر ایالات متحده در حال بررسی احتمال فرستادن زندانیان از گوانتانامو به کشورهای مختلف است.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، جمهوری خلق چین خواستار تحویل گرفتن ۱۷ شهروند چینی محبوس در زندان گوانتانامو شدهاست. به گفته چین این زندانیان عضو گروه «جنبش اسلامی ترکستان شرقی» هستند.
یکی از مقامات ارشد دولت اوباما در این باره گفت: «نمیتوانم تصور کنم که ما از بازگرداندن این اویغورها به چین حمایت کنیم.»
اقلیت اویغور چین با جمعیت بیش از ۸ میلیون نفر، اقلیتی مسلمان است که برخی از گروههای سیاسی آن در سالهای اخیر، درگیریهای خشنی با دولت چین داشتهاند.
RooZaaNe
+ نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 23:11  توسط اسماعیل صادقی
|
تابلویی که الهام بخش اوباما شد
فرارو- تابلوی نقاشی «امید»، اثر جورج فردریک واتس، نقاش بریتانیایی، توجه بسیاری از مردم و رسانه ها را به خود جلب کرده چرا که این اثر قرن نوزدهمی الهام بخش عبارت مشهور و تیتر کتاب باراک اوباما یعنی «بی پروایی امید» است.
«امید» در موزه کوچک «گیلدهال» در مرکز شهر لندن نگهداری می شود.
به گزارش روزنامه آمریکایی کریستین ساینس مانیتور، این موزه کمتر شناخته شده را باید با کمک نقشه شهر پیدا کرد و هیچگاه جزو دیدنی ترین نقاط لندن نبوده است. اما مسئولان آن از مراجعه گسترده مردم و بخصوص جهانگردان برای دیدن این نقاشی تعجب زده اند.
در تابلوی «امید»، زن جوانی به تصویر کشیده شده که مشغول نواختن چنگی است که فقط یک تار آن باقی مانده و گوش خود را برای شنیدن نوای چنگ به این آلت موسیقی نزدیک کرده است.
ارتباط این اثر با باراک اوباما از آنجا می آید که جرمای رایت، پیشوای مذهبی سابق وی، در یکی از سخنرانی های خود ۲۰ سال پیش این تابلو را منبعی الهام بخش توصیف کرد. او گفت: « در این تابلو زن جوان حال و روز یک قربانی جنگ را دارد ولی در عین حال بی پروایی و شهامت امید را به نمایش می گذارد.»
این تصویر و توصیف آن آویزه گوش باراک اوباما شد. او از همین عبارت در نطق سال ۲۰۰۴ و زمان انتخاب اش به عنوان سناتور و همینطور در عنوان کتاب دوم خود استفاده کرد.
کارکنان موزه کوچک گیلدهال که پس از ویرانی طی جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۹۱ مجددا گشایش یافت از میزان علاقه مراجعان به آثار فردریک واتس بخصوص تابلوی «امید» متعجب اند و می گویند همزمانی نمایش آثار وی با استفاده باراک اوباما ازعنوان این تابلو در سخنرانی خود کاملا تصادفی بوده است.
به خاطر پوشش رسانه ها و مطبوعات بریتانیا از ارتباط این تابلو با یکی از عبارت های مورد علاقه باراک اوباما نمایشگاه جدید موزه گیلدهال با استقبال فراوان هنردوستان و افراد بی تفاوت روبرو شده است.
گروه های توریست ژاپنی را می توان دید که به محض رسیدن به موزه به سراغ تابلوی «امید» می روند و یا جهانگردان از کشورهای دیگر را می توان دید که با پرس و جو در مورد این اثر شنیده های خود در مورد ارتباط آن با سخنرانی باراک اوباما را می سنجند.
این اثر متعلق به سال ۱۸۸۵ جزو یک مجموعه هنری خصوصی است و نقاش دو نسخه از آن نقاشی کرده است. نسخه بهتر آن در موزه مشهورتری در شهر لندن به نام «تیت» قرار دارد.
موضوع آثار دیگر فردریک واتس که در موزه گیلدهال به نمایش گذاشته شده اند عمدتا مشکلات و شرایط سخت زندگی فقرا و محرومان است. با وجودیکه این نقاش پس از مرگ شهرت نسبی خود را از دست داد ولی دو تابلوی وی به نام «امید» و دیگری «عشق و زندگی» از سایر آثار وی مشهورتر هستند.
باراک اوباما رئیس جمهوری جدید آمریکا اکنون امکان آنرا دارد که از تابلوی «عشق و زندگی» هر روز لذت ببرد چون این تابلو از سوی بریتانیا به مردم آمریکا تقدیم شد و تئودور روزولت رئیس جمهور اسبق آمریکا آنرا در یکی از تالارهای کاخ سفید نصب کرد
+ نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 8:37  توسط اسماعیل صادقی
|
تراژیدی غزه؛ کربلای امروز
هزار و سه صد و شصت و نه سال هجری قمری از حادثه غم انگیز کربلا می گذرد و پیروان دین اسلام بل تمام آزاد مردان جهان با هر مشرب و مسلک و با هر دین و آئینی سالروز این حادثه المناک را گرامی میدارند. این روز برای شیعیان معنا و مفهومی خاصی دارد که در تارک زمان میدرخشد و فرجام آن را ایستادگی و مقاومت در مقابل ستمکاران و ستم پیشه گان احتوا میکند. چکیده این روز را میتوان در فاکتورهای زیر نمایش داد: رویاروی جبهه حق و باطل، ظلم و عدالت خواهی، ستمگری و مبارزه با تندیس ظلم زمان، آزادگی و بردگی، اصلاح و افساد و بالاخره صف آرایی عظیم انسانیت و عدم انسانیت.
در چنین روزی لشکر جهل و استبداد، خودخواهی و خود کامگی، زر و زور و تزویر، در قالب و قامت مردان نامرد، جاهلان مغرور، انسان کشان انسان نما، بی دینان خرقه پوش، مدعیان دروغین انسانیت، اسلامیت و خلافت و در یک جمله؛ در قالب یزید و یزیدیان و در سمبل شمر و ابن زیاد و عمر سعد بهترین شخصیت از حیث انسانیت و شرافت و نزدیکترین فرد به پیامبر بزرگوار اسلام را با تراژیدی غمبار کربلا به شهادت رساندند.
ای حسین!
نه تنها تو با شهادت خود و یاران اندک خویش از بین رفتی بلکه با گذشت قرون و اعصار در دل و جان و افکار هر انسان آزاده ای در حال رُستن هستی چون از قید و بند بردگی انسان رَستی و این شعار را برای آزاد مردان و اسوه پذیران گستره خاکی تبدیل به شعور نمودی! درس و مشق ایستادگی و مقامت در برابر ستمگری و استبداد را به جویندگان و پویندگان راه خویش تعلیم داده و تا حد موفقیت مطلوب تداوم بخشیدی!
ای فرزند پیامبر!
در مقام حرف و گفتار، در جایگاه دفاع از مظلومان تاریخ و در آزمون شفاهی و لقلقه زبان همه پیرو و مرید تو هستیم؛ تا شاید باشد که جزو ابرمردان عدالت پیشه و مدعی دادگری و مبارزان راه آزادی انسانیت و بشریت از جهل و اوهام تاریخی باشیم. اما دریغا و افسوس که تا کنون و تا هنوز این آمال و آروزی افسونگونه ما در مقام عمل و آزمون عملی نمره قبولی نگرفته اند و در برخی موارد و مواضع دچار شک و تردید، ابهام و اوهام هستیم! تشخیص و تعیین مصداق حمایت از مظلومان و محرومان بر ما مشتبه گردیده و تنها منافع زودگذر به اصطلاح "ملی" معیار و شاخص آن قرار گرفته و همه چیز را بر آن بنیان و اصول میآزماییم و محک میزنیم!
ای نواسه رسول خدا!
امروز غزه خونین و مظلوم در تراژیدی بس دردناکتر از تراژیدی کربلا دست و پا میزند. در تراژیدی کربلا سه روز شما و یاران اندکت را در محاصره اقتصادی و غذایی قرار دادند و آب را از فرزندان خردسالت دریغ کردند و علی اصغر شش ماه ات را به جرم آب خواستن تیر و باران کردند دستهای سردار و سپه سالار و سقای بچههایت را به جرم برداشتن و بردن آب از بدن جدا کردند. اما غزه مظلوم و فرزندان معصوم آن بیش از سه ماه از امکانات زندگی محروم گردیده و در سختترین شرایط محاصره اقتصادی قرار گرفته اند و ستم پیشهگان تاریخ در قالب دولت یهودی اسرائیل و با همراهی، همدلی و حمایت مادی و معنوی یزیدیان و شمرهای بی ننگ و وجدان تاریخ معاصر اعراب بدون اینکه کودکان مظلوم غزه آبی از آنها بخواهند شب و روز از زمین و هوا و دریا گلوله باران و تیرباران می شوند و صدایی "هل من ناصر ینصرونی" آنها به گوش یزیدیان زمان نمیرسند و اگر برسند تعمدا نشنیده گرفته می شود!
ای نور چشم رسول الله!
اگر امروز تو حاضر بودی و پژواک مظلومیت مظلومان غزه را میشنیدی، چه کسانی از رهبران عیاش و کیاف عافیت طلب اعراب را یزید، شمر، عبید الله زیاد و عمر سعد معرفی میکردی و همان شعار آمیخته با شعور خویش "و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید" را به گوش آزاد مردان و انسانهای واقعی میرساندی! یقینا یزید و اخلاف و اصحاب او امروز در کشورهای اسلامی عربی و غیر عربی عبا و قبای تزویر بنام مسلمان بودن برتن کرده اند تا از این طریق شعار یزید "لعبت هاشم بالملک فلا خبر جاء و لا وحی نزل" را به سود و نفع کافران تاریخ به فرجام و سر انجام برسانند!
یزیدیان معاصر اعراب امروز با اتکا بر کشورهای غربی بخصوص آمریکا، انگلیس و فرانسه، همکیشان و هم نژادان خویش را در مقتل کربلای غزه در چنگال شمر، حرمله و ابن سعد به ودیعه گذاشتهاند! تا بعد از کشته شدن، زیر سم اسبهای مرکاوای نژاد آمریکایی له و پایمال شوند!
فرعون مصر، بخت النصر اردن و یزید حجاز سوار بر مرکب مراد خویش جام شراب به افتخار فراعنه آمریکا، انگلیس، اسرائیل و... سرکشیده و برای به خاک و خون کشیدن مظلومان فلسطینی قهقه میزنند تا یادگاری از آنها در گنبد دوار و تاریخ تاریک آنان بماند!
ای یزیدیان مصر، اردن و حجاز! عِرق ناسیونالیسم و غیرت عربی تان کجاست! وجدان انسانی و بشری تان در مقابل این همه ظلم و ظلمه چرا مغلوب و منکوب گریده است! مردانگی تان را چه کسی از شما گرفته و یا به چه کسانی عاریه دادهاید!
آیا فریاد هزاران انسان بیگناه غزه را نمیشنوید و فریاد اعتراض صدها هزار انسان دارای وجدان و آزاده را در سراسر گیتی به نظاره نمینشنید!
کجایند مدعیان حقوق انسانی و مدنیت!، کجایند مدعیان دفاع از کرامت بشری و حقوق کودک و زن! مگر قتل عام کودکان، سالمندان و زنان فلسطینی نقض حقوق بشری نیست! نقض حقوق بشر در فرهنگ شما و سازمان خود ساخته و خود باخته به اصطلاح حقوق بشر و ملل چه مفهوم و معنایی میتواند داشته باشد!
فرجام سخن گفتار سرور آزادگان جهان است که به انسانهای وجدان خفته و بیدرد چنین فریاد و بانگ برآورد: "ان لم تکن لکم دین فکونوا احرارا فی دنیاکم" ای ناجوانمردان اگر دین ندارید لا اقل در دنیا آزاد مرد باشید.
http://www.afghanpaper.com
+ نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 23:5  توسط اسماعیل صادقی
|
متن کامل اولین سخنرانی اوباما بعنوان رییس جمهور آمریکا
من امروز در اینجا با فروتنی، و بر اساس وظیفه ای که در برابرمان قرار دارد ایستاده ام، سپاسگزار اعتمادی هستم که شما به من ارزانی داشتید، و آگاه از فداکاری ها و از خودگذشتگی هایی که اجدادمان تحمل کردند. من از پرزیدنت بوش به خاطر خدماتشان به ملت ما، و نیز بلند نظری و همکاری که ایشان در سراسر دوره انتقالی نشان دادند، سپاسگزاری می کنم.
چهل و چهار آمریکایی سوگند ریاست جمهوری یاد کرده اند. کلماتی در جریان امواج خیزان غنا و توانگری و آبهای آرام صلح گفته شده است. با این حال، هر چند گاه، سوگند در میان ابرهای فشرده و توفان های خشمگین یاد شده است.
در این لحظات، آمریکا نه تنها به دلیل مهارت یا نگرش کسانی که در مقامات بالا قرار دارند، پیش رفته است، بلکه از این رو که ما مردم به آرمان ها و ایده آلهای پدران و اجداد خود وفادار مانده ایم، و به اسناد بنیانگذاری ملتمان صادق بوده ایم. بنابراین چنین بوده است. و باید با نسل امروز آمریکاییان نیز چنین باشد.
در این که ما در میانه یک بحران به سر می بریم تردیدی وجود ندارد. ملت ما با یک شبکه گسترده خشونت و نفرت در جنگ است. اقتصادمان، در نتیجه آزمندی و بی مسئولیتی برخی، اما همچنین به دلیل شکست جمعی ما در گزینش های درست و آماده ساختن ملت برای عصری جدید، بسیار ضعیف است. خانه ها از دست رفته اند، مشاغل نابود شده اند، دکان ها و مراکز کسب و کار بسته شده اند. بهداشت و درمان ما بسیار گران است، بسیاری قادر نیستند به مدرسه بروند، و شواهد این که راه هایی که ما برای انرژی به کار می بریم دشمنان و رقیبان ما را تقویت می کند و جهان ما را مورد تهدید قرار می دهد، روز به روز بیشتر می شود.
این ها بر اساس داده ها و آمار شاخص های بحران هستند. آنچه کمتر قابل اندازه گیری است، اما عمیق است، کاهش اعتماد در سراسر سرزمینمان است - هراس آزار دهنده که نزول آمریکا چاره ناپذیر است، و این که نسل آینده باید دامنه نگرش هایش را پایین بیاورد.
امروز من به شما می گویم چالش هایی که در برابرمان قرار دارد واقعی، جدی و بسیار هستند. رویارویی با آنها آسان و در زمان کوتاه ممکن نخواهد بود. اما، آمریکا، این را بداند که با آنها مقابله خواهد شد.
در این روز، ما گردآمده ایم زیرا امید را به جای وحشت، و وحدت مقصود را به جای مناقشه و اختلاف برگزیده ایم.
در این روز، ما آمده ایم تا پایان ناراحتی های کوچک و قول های دروغین، اتهامات متقابل و تعصبات کهنه و رنگ باخته که گریبان سیاستهای ما را برای مدتی چنین طولانی گرفته است پایان دهیم.
ما ملتی جوان هستیم اما به کلام انجیل، زمان آن رسیده است که مسایل کودکانه را کنار بگذاریم. زمان آن رسیده است که بر روحیه پویای خود بار دیگر تاکید بگذاریم، تاریخ بهتر خود را انتخاب کنیم، آن هدیه پر ارزش، آن ایده ناب را از نسلی به نسل دیگر منتقل کنیم. قول خدا داده ای که همه برابر هستند، همه آزاد هستند و همه شایستگی آن را دارند که از فرصت دنبال شادی و امید برخوردار شوند.
در تایید دوباره بزرگی ملت مان، ما درک می کنیم بزرگی هرگز به کسی داده نمی شود و باید کسب شود. ما در سفر خود هرگز میانبر نزده ایم و به کم قانع نبوده ایم. این راهی برای افراد ترسو، برای کسانی که لذت را برکار ترجیح می دهند و یا در جستجوی لذتهای ثروت و شهرت هستند نبوده است، بلکه راه کسانی بوده است که خطر را می جویند و اهل کار هستند – برخی مشهور اما اغلب بیشتر زنان و مردانی که در کار خود ناشناس هستند ما را در راه طولانی و پر از سنگلاخ به سوی توانگری و آزادی پیش برده اند.
برای ما آنها وسایل دنیوی اندک خود را برداشتند و در جستجوی زندگی جدید اقیانوسها، را پیمودند. برای ما، آنها در کارگاههای فاقد حداقل امکانات زحمت کشیدند و در غرب ساکن شدند، شلاق را تحمل کردند و بر زمینهای سخت خیش زدند. برای ما آنها جنگیدند و مردند، در مکانهایی مانند کنکورد ، گیتزبرگ، نرماندی و خسان.
این مردان و زنان بارها تلاش کردند، از خود گذشتند، کار کردند و دستهایشان پینه بست تا ما بتوانیم زندگی بهتری داشته باشیم. آنها آمریکا را بزرگتر از مجموع جاه طلبی های فردی ما می دیدند ، بزرگتراز تمام اختلافهای تولد، ثروت یا جناح.
این سفری است که ما امروز ادامه می دهیم. ما همچنان غنی ترین و نیرومند ترین ملت روی زمین هستیم. خلاقیت کارگران ما از زمانی که بحران آغاز شد کمتر نیست. از نو آوری مغزهای ما کاسته نشده است.
کالاها و خدمات ما به اندازه هفته پیش، ماه پیش و یا سال پیش مورد نیاز هستند. ظرفیت و توانایی ما کاهش نیافته است اما زمان ما برای بی حرکتی، محافظت از منافع محدود وسر کردن با تصمیمات نا مطلوب مسلما سپری شده است. از آغاز امروز ما باید خودمان را بالا بکشیم، گرد و غبار را بزداییم و بار دیگر کار بازسازی آمریکا را آغاز کنیم. زیرا ما به هر کجا که نگاه می کنیم کاری وجود دارد که باید انجام شود. وضعیت اقتصاد به عملی گستاخانه و سریع نیاز دارد، و ما عمل خواهیم کرد- نه فقط برای ایجاد مشاغل جدید بلکه برای پی ریزی شالوده ای جدید برای رشد. ما جاده ها و پلها ، شبکه های برق و خطوط دیجیتال که بازرگانی ما را تغذیه می کند و ما را به هم پیوند می دهد خواهیم ساخت.
ما علوم را به جایگاه بر حق آن باز خواهیم گرداند و شگفتیهای تکنولوژی را برای بالا بردن کیفیت مراقبتهای بهداشتی و پایین آوردن هزینه های آن به کار خواهیم گرفت. ما آفتاب، باد و خاک را برای تامین سوخت اتوموبیل های خود و چرخش کارخانه هایمان به کار خواهیم گرفت. و ما مدارس و کالجها و دانشگاهای خود را دگرگون خواهیم ساخت تا به درخواستهای عصر جدید پاسخ دهند. ما میتوانیم همه این کارها را انجام دهیم و انجام خواهیم داد.
اینک کسانی هستند که میزان بلند پروازیهای ما را زیر سوال می کشند – کسانی که می گویند سیستم ما نمی تواند این همه طرحهای بزرگ را تحمل کند. آنها کم حافظه هستند، زیرا آنچه را این کشور قبلا انجام داده است، آنچه را زنان و مردان آزاد می توانند وقتی تخیل به یک هدف مشترک می پیوندد وشجاعت لازم می شود فراموش کرده اند.
آنچه بدبینان نمی توانند بفهمند این است که زمین زیر پایشان جابه جا شده است - که بحث های سیاسی کهنه که ما را برای مدتی چنین طولانی خسته کرده است دیگر کاربرد ندارد.
پرسش امروز ما این نیست که آیا دولت ما زیاد بزرگ است یا زیاد کوچک است، اما این است که آیا کار می کند - آیا خانواده ها را در یافتن شغل با دستمزدی مناسب و معقول، مراقبتی که بتوانند از پس آن برآیند، و یک بازنشستگی والا یاری می دهد یا نه. جایی که پاسخ آری است، ما قصد داریم پیش برویم. جایی که پاسخ منفی باشد، برنامه ها متوقف خواهد شد. و کسانی از ما که مسوول خرج دلارهای مردم هستیم مسوول خواهیم بود - تا عاقلانه خرج کنیم، به اصلاح عادت های بد بپردازیم، کارمان را در روز روشن انجام دهیم – زیرا در چنین صورتی ما می توانیم اعتماد حیاتی بین یک ملت و دولت آن را دوباره برقرار سازیم.
سوال پیش روی ما همچنین این نیست که آیا بازار نیرویی برای خوبی یا بدی است. قدرت آن برای تولید ثروت و توسعه آزادی بی بدیل است، اما این بحران به یاد ما آورده است که بدون یک چشم ناظر، بازار می تواند از کنترل خارج شود - و زمانی که فقط اغنیا را در نظر داشته باشد، یک ملت نمی تواند غنی شود.
موفقیت اقتصاد ما همیشه نه فقط به اندازه تولید ناخالص داخلی ما، بلکه به گستره توانگری ما، و به توانایی ما در فراهم آوردن فرصت برای هر کسی که آماده کار باشد بستگی داشته است، نه از سر صدقه، بلکه به این دلیل که مطمئن ترین راه به سوی مقصود مشترک ما است.
در مورد دفاع مشترکمان، ما گزینش بین ایمنی و ایدآل های خود را نادرست می دانیم و رد می کنیم. بنیانگذاران ملت ما، روبرو با خطراتی که ما فقط می توانیم تصور کنیم، برای مسلم ساختن حکومت قانون و حقوق انسان، پیش نویس منشوری را تهیه کردرن، منشوری که خون نسل ها آن را گسترش داد. آن ایده آلها هنوز جهان را روشن می کند، و ما آنها را به خاطر مصلحت رها نخواهیم کرد. و بنابراین، به تمام ملت ها و دولت های دیگری که امروز این مراسم را نگاه می کنند، از بزرگترین پایتخت ها تا روستای کوچکی که پدرم در آن متولد شد، می گویم بدانید آمریکا دولت هر ملت، هر مرد و زن و کودکی است که در جستجوی آینده ای همراه با صلح، والایی و شرافت هستند، و ما آماده هستیم بار دیگر نقش رهبری را ایفا کنیم.
به یاد بیاورید که نسل های قبلی فاشیسم و کمونیسم را نه فقط با موشک و تانک، بلکه با اتحادیه های نیرومند و باورها و اعتقادات استوار و با دوام به زیر آوردند. آنها می فهمیدند که قدرت ما به تنهایی نمی تواند از ما حفاظت کند، و نه به ما اجازه می دهد هرگونه که دوست داریم عمل کنیم.
برعکس، آنها می دانستند که قدرت ما از طریق استفاده عاقلانه از آن رشد می کند، امنیت ما از درست بودن آرمان ما، نیروی ما به عنوان نمونه و سرمشق، کیفیت های معتدل کننده فروتنی و خویشتنداری، نشات می گیرد.
ما پاسداران این میراث هستیم، و با راهنمایی این اصول یکبار دیگر ما می توانیم با تهدیدهای جدیدی که کوشش حتی بزرگتری را – حتی همکاری بزرگتر و تفاهم بین ملت ها را - ایجاب می کند، مقابله کنیم. ما واگذاری مسوولانه عراق به مردم آن را آغاز خواهیم کرد و صلح در افغانستان را که به سختی به دست آمده است تقویت خواهیم کرد. با دوستان و دشمنان سابق، ما به گونه ای خستگی ناپذیر سعی خواهیم کرد تهدید اتمی را کاهش دهیم، و شبح زمینی را که رو به گرمی می رود از بین ببریم. ما بابت شیوه زندگی خود از کسی پوزش نخواهیم خواست، و نه در دفاع از آن درنگ خواهیم کرد، و برای کسانی که می خواهند هدف های خود را با ترور و کشتار بی گناهان پیش ببرند، ما به شما می گوییم که روحیه ما قوی تر است و نمی تواند درهم شکسته شود، شما نمی توانید بیشتر از دوام بیاورید، و ما شما را شکست خواهیم داد. زیرا ما می دانیم که میراث درهم آمیخته ما یک قدرت است، نه ضعف.
ما ملتی از مسیحیان و مسلمانان، یهودیان و نا باوران هستیم. ما از زبان و فرهنگی، که از گوشه و کنار این زمین آمده است شکل می گیریم، و از آنجا که ما طعم تلخ جنگ داخلی و جدایی نژادی را چشیده ایم، و از آن فصل تاریک نیرومندتر و متحدتر بیرون آمده ایم، نمی توانیم باور کنیم که نفرت های کهنه روزی تمام خواهد شد، خطوط قبیله ای به زودی پاک خواهد شد، و در حالی که جهان کوچکتر می شود، انسانیت مشترک ما خودش را آشکار خواهد ساخت، و آمریکا باید نقش خود را در طلوع عصر جدید صلح ایفا کند.
به جهان اسلام می گویم ما خواهان راهی جدید برای پیشرفت، بر اساس منافع و احترام متقابل هستیم. و به رهبران سراسر جهان که می خواهند بذر مناقشه بکارند، یا غرب را مسوول ناراحتی ها و ناهنجاری های جامعه خود می دانند، می گویم بدانید که مردم شما درباره شما بر اساس آنچه می توانید بسازید، و نه آنچه نابود می کنید قضاوت خواهند کرد. به کسانی که از طریق فساد و فریب و خاموش کردن ناراضیان به قدرت چسبیده اند، می گویم بدانید که شما در طرف اشتباه تاریخ قرار دارید، ولی ما دست خود را اگر حاضر شوید مشت خود را باز کنید، به سوی شما دراز خواهیم کرد.
به مردم ملت های فقیر، ما عهد می کنیم در کنار شما کار کنیم تا کشتزارهایتان را شکوفا کنید، آبهای پاک را به جریان بیاندازید، به بدن های گرسنگان غذا برسانید و افکار گرسنه را تغذیه کنید. به ملت هایی مانند ملت خودمان که از فراوانی نسبی بر خوردار هستند، می گوییم ما دیگر نمی توانیم سنبت به کسانی که خارج از مرزهایمان رنج می کشند بی تفاوت باشیم، و نه می توامنیم منابع جهان را بدون در نظر گرفتن تاثیر آن مصرف کنیم. زیرا جهان تغییر کرده است، و ما باید با آن تغییر کنیم.
در حالی که ما راهی را که در برابرمان باز شده است بررسی می کینم، با فروتنی آن آمریکاییان شجاع را که، در همین ساعت، در صحراها و کوهستان های دوردست گشت می زنند، به یاد می آوریم و بر آنها ارج می نهیم. آنها حرفی دارند که می خواهند به ما بگویند، مانند قهرمانان به خاک افتاده ای که در گورستان آرلینگتون خفته اند و سالها است زمزمه می کنند. ما بر آنها ارج می گذاریم نه فقط به این دلیل که پاسداران آزادی ما هستند، بلکه از این رو که آنها روحیه خدمت و تمایل به یافتن معنا در چیزی بزرگتر از خودشان را مجسم می کنند. و با این حال، در این لحظه، لحظه ای که یک نسل را تعریف خواهد کرد، دقیقا همین روحیه است که باید همه ما را زنده نگاهدارد.
زیرا به همان اندازه که دولت می تواند و باید انجام دهد، این سرانجام ایمان و تصمیم مردم آمریکا است که این ملت برآن متکی است. مهربانی است که یک بیگانه را وقتی سدها می شکند جلب می کند، کارگران فروتن و بی غروری که ترجیح می دهند از ساعات کار خود بکاهند تا ببینند دوستی کارش را از دست بدهد ، این ویژگی ها است که ما را از درون تاریکترین ساعتهایمان عبور می دهد. شجاعت آتش نشان است که به یک راهرو دود گرفته هجوم می برد، اما همچنین آمادگی پدر یا مادر برای تغذیه کودکی است، که سرانجام سرنوشت ما را رقم می زند.
چالش ها، ممکن است جدید باشد. ابزاری که ما با آنها مقابله می کنیم ممکن است جدید باشد. اما آن ارزش هایی که موفقیت های ما به آن ها بستگی دارد – سخت کوشی و صداقت ، شجاعت و درستی، شکیبایی و کنجکاوی – قدیمی هستند، واقعی هستند. آنها نیروی آرام پیشرفت در سراسر تاریخ ما بوده اند. بنابراین آنچه مورد تقاضا است بازگشت به این حقایق است. آنچه اینک برای ما لازم است دوره جدیدی از مسئولیت است - اینکه هر آمریکایی تشخیص دهد که ما برای خودمان، ملتمان و جهان وظایفی داریم، که از روی غیض قبول نمی کنیم، بلکه آنها را با خوشحالی می پذیریم، با این آگاهی راسخ که چیزی راضی کننده تر از انجام وظیفه ای دشوار، که ویژگی ما را توجیه می کند، وجود ندارد. این قیمت و قول شهروندی است. این منبع اعتمار ما است – این آگاهی که خداوند از ما می خواند یک سرنوشت نامشخص را شکل دهیم.
این معنای آزادی ما و نژاد ما است – چرا مردان و زنان و کودکان هر نژاد و هر ایمانی می توانند در آیینی در سراسر این مال با شکوه به یکدیگر بپیوندند، و چرا مردی که پدرش کمتر از شصت سال پیش ممکن بود نتواند در یک رستوران محلی کار کند، اینک در برابر شما ایستاده است یا مقدس ترین سوگند را ادا کند.
بنابراین، بیایید در این روز به یاد آوریم که ما کیستیم و چه راه درازی پیموده ایم. در سال تولد آمریکا، در سردترین ماه ها، دسته کوچکی از وطن پرستان در کنار شعله های محتضر آتش در سواحل یک رودخانه یخ زده دور هم جمع شدند. پایتخت رها شد. دشمن پیش می آمد. برف با خون آغشته شده بود. در لحظه ای که پیامد انقلاب ما با بیشترین تردید روبرو بود، پدر ملت ما دستور داد این کلمات برای مردم خوانده شود: «بگذارید به جهان آینده گفته شود که در عمق زمستان، زمانی که چیزی جز امید و فضیلت نمی تواند جان بدر برد، شهر و کشور که از یک خطر مشترک به خود آمده اند، پیش آمدند تا با آن روبرو شوند.»
آمریکا، در برابر خطرات مشترکمان، در این زمستان سخت، این کلمات بی زمان را به یاد بیاوریم. با امید و فضیلت، یک بار دیگر به درون آبهای یخ زده گام بگذاریم، و توفان هایی که ممکن است در راه باشد تحمل کنیم. بگذارید فرزندان فرزندان ما بگویند که وقتی زمان آزمون فرا رسد ما اجازه ندادیم این سفر به پایان برسد، پشت نکردیم و نلرزیدیم، و با چشمان دوخته به افق و با موهبت خداوند، ما هدیه بزرگ ازادی را حمل کردیم و به سلامت به نسل های آینده تحویل دادیم.
+ نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 2:57  توسط اسماعیل صادقی
|